صفى الدين محمد طارمى

111

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

نيكو مىبود « 1 » ، ليكن مراد او « 2 » آن است كه صدق ميراث جهاد نفس است از براى قول او كه : و الرياضة تمرين النفس على قبول الصدق . يعنى : عادت دادن نفس است ( بر قبول صدق . ) و جهاد در خداى تعالى او حال متوسّطى است كه متيقّن باشد آنكه جهاد او فى اللّه است ؛ يعنى در حقّ او و در طريق اوست . پس جهاد او ميراث صدق است . و مبتدى مجاهده مىكند به سوى خدا ؛ پس او شاكّ است در وجهت خود ، خائفى است كه شايسته و سزاوار مىكند عمل خود را و تزكيه مىكند نفس خود را تا آنكه زائل شود شكّ او و متيقّن شود آنكه عمل او مقبول است ؛ پس در اين هنگام مىباشد صادق . و معنى « تمرين بر قبول صدق » آن است كه عادت بدهد نفس خود را صدق به تكلّف در قول و نيّت و عمل ، « 3 » به اين طريق كه بگرداند او را خالصا لوجه اللّه ، برىء از ريا و نفاق . پس صاف مىشود دل او و قبول مىكند صدق خبر را ؛ و او ايمان به چيزى [ است ] كه خبر داده‌اند به او رسولان و غير ايشان از صادقين . و چون كه بگردد ايمان او يقينى ، صادق مىشود در اعتقاد و نيّت و عمل ، و در جميع صفات نفس از اخلاق و ملكات و افعال نفس ، به طبع و طوع ، بدون كلفتى و مشقّتى و انديشه و « 4 » فكرى ؛ پس مىباشد قلب او حاضر مع اللّه در رياضت . پس

--> ( 1 ) . ك : + « كما قال شارح » . يعنى همان‌طور كه شارح گفته است . مقصود از شارح در اين عبارت عفيف الدين تلمسانى است . او در صفحهء 107 از شرح خويش چنين مىگويد : « اگر استشهاد مىكرد به قول خداى تعالى وَ الَّذِينَ جاهَدُوا . . . بنابراين كه از جهاد « جهاد نفس » فهميده شود - و اين يكى از مفاهيمى است كه جهاد بر آن صدق مىكند - هرآينه نيكوتر بود . » ( 2 ) . اصل : از ؛ ك : + رضى اللّه عنه . ( 3 ) . ك : القول و العمل و النيّة . ( 4 ) . اصل : - و .